عزيزان! اگر شهيدان عزيزند - كه عزيزترينند - اگر براى ما گراميند - كه گرامىترينند - گراميداشت آنها به معناى اين است كه ما راهشان را ادامه بدهيم و اهدافشان را دنبال كنيم. دنبال كردن راه آنها يعنى بايستى اهداف جمهورى اسلامى و ارزشهاى اسلامى - اين پايههاى مستحكم و اين شاخصهاى نمايان كه مىتواند اين ملت را به اوج افتخار دنيوى و اخروى برساند - در نظر داشته باشيم و دنبال كنيم. (+)

ماجرای «امین»، ماجرای دیگر و عالم دیگری است؛ عالم شعر و احساس و اینهاست.
من در دورهی نوجوانی، شعر گفتن را شروع کردم و گاهی شعر میگفتم؛ منتها به دلایلی، تا سالهای متمادی شعرم را در انجمن ادبی – که آن وقت در مشهد تشکیل میشد و من هم شرکت میکردم- نمیخواندم...
این که میگویم مربوط به سالهای 1336، 37 و آن وقتهاست؛ در سنین حدود بیست، بیست و یک ساله، یا حداکثر بیست و دو ساله بودم. البته این تا سالهای 1342 و 1344 –تا آن وقتها – ادامه داشت که بعد دیگر غرق شدن در کارهای مبارزات، ما را از کار شعر و اینها بکلی دور کرد؛ انجمن هم دیگر نمیرفتم.
به هر حال، آن زمان شعر میگفتم؛ بعد شعر گفتن را رها کردم و نمیگفتم، تا چند سال قبل از این، که تصادفاً یک جوری شد که دوباره احساس کردم مایلم گاهی چیزی بر زبان، یا روی کاغذ بیاورم؛ آن هم در بین مردم پخش نشده است – حالا شما یک بیت را خواندید (1) – از شعرهایی که من گفتمام، چند غزل بیشتر در دست مردم نیست؛ نمیدانم شما این را از کجا و از چه کسی شنیدهاید. این غزلی را که مطلعش را خواندید، مال خیلی دور نیست؛ خیال میکنم مربوط به همین سه، چهار سال قبل است.(۲)

یار جمارانی
عمری است که در بندم و زندانی خویشم
دلبستهی راز دل طوفانی خویشم
چون زلف شکن در شکن یار
در پیچ و خم غصهی پنهانی خویشم
از بخت بدم نیست دگر سوز و گدازی
من سردتر از بخت زمستانی خویشم
مجروحم و دلخسته به پرواز شب تار
در حسرت کوچ از دل ظلمانی خویشم
آرام دل و مطمئنم از سفر خویش
تا در ره آن یار جمارانی خویشم
سید علی خامنهای
۱- بیت شعری که خوانده شد،این است:
دلم قرار نمیگیرد از فغان بی تو سپندوار ز کف دادهام عنان بی تو
۲-گفت و شنود رهبر معظم انقلاب با گروهی از نوجوانان و جوانان، 14 بهمن 1376

۱- بيانات در جمع جانبازان و ايثارگران و خانوادههاى شهداى استان فارس 1387/2/13
مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَيْنَهُمْ (+)

پيامبر عظيمالشأن اسلام در فضای متحجر و سنگستانِ جاهليت، جامعهای تهی از علم، عدل و اخلاق را به جامعه و حكومتی نمونه و مبتنی بر توحيد، علم، عدل، عقل و اخلاق تبديل كرد.
ايستادگی پيامبر، نترسيدن، طمع نورزيدن و دل نبستن او به امتيازات دشمن، باعث شد ريشههای استقامت و آرامش و اعتماد در دل جمع محدود مسلمانان مستحكم شود و آن عده قليل با پايداری در مقابل سختترين شرايط از جمله دوران بسيار دشوارِ محاصره در شعب ابيطالب، بر دشمنان پيروز شوند و جامعهای نمونه تشكيل دهند.
براساس سنت الهی، حق هنگامی به پيروزی ميرسد كه پيروان آن در همه اوضاع و احوال، استحكام و استقامت نشان دهند.

من يك وقت به بعضى دوستان گفتم زندگى پيغمبر را ميلى مترى بايد مطالعه كرد. هر لحظهى اين زندگى يك حادثه است؛ يك درس است.
پيامبر اسلام در ميدان جنگ، مظهر صلابت بود و در هنگام گفتگو با دشمنان نيز سرشار استحكام و ايستادگی.
ملت بزرگ ايران، با تكيه بر اين درس سرنوشت ساز و «با حضور مستحكم در ميدانها و عرصههای مقابله، و يا تعامل و گفتگو»، به راه روشن خود ادامه ميدهد.
ملت بزرگ ايران، برخلاف خواست همه زورگويان عالم، همچنان از ملت مظلوم فلسطين حمايت ميكند و سكوت ننگين و فضاحت بار مدعيان آزادی و حقوق بشر در مقابل ظلم و جنايات هرروزه صهيونيستها را، به شدت محكوم ميكند.
يك قدم عقبنشينی در برابر مستكبران، منجر به يك قدم پيشروی آنان خواهد شد و اين تصور كه عقبنشينی و «عدول از مواضع و حرفهای صحيح»، باعث تغيير سياست استكبار خواهد شد تصوری كاملاً غلط و بياساس است.
حضرت آيتالله خامنهای، كلمه توحيد و توحيد كلمه را، پيام اصلی ايستادگی ملت ايران برشمردند و افزودند: ملت ايران فقط بنده خداست نه «بنده امريكا، مستكبران و ابوجهلهای زمان».
ابوجهلهای زمان كه همچون لاتهای بيمغز، فقط به بازوی خود نگاه می كنند و عربده ميكشند، میدانند كه ملت ايران به دنبال استفاده از انرژی هستهای برای تأمين برق است اما ميگويند چون اين كار، به شما توانايی ميدهد ما نخواهيم گذاشت البته ملت ايران با اتكا به تجارب مفيد و فوايد قابل اتكای 30 سال استقامت، به اين حرفها اعتنايی نميكند و به راه خود ادامه ميدهد.
افق ايران عزيز، روشن است، ما ميدانيم چه كار ميكنيم و به كجا خواهيم رسيد و راه رفتن به آن نقطه را حركت و پايداری ميدانيم نه ايستادن و يا عقبگرد كردن.
امروز، زمان بعثتِ امت اسلامی است و مسلمانان بايد با بصيرت و حركت آگاهانه، انسجام، علم و تواناييهای، خود را افزايش دهند و تلاش برای تحقق كامل پيام بعثت را شتاب بخشند.
بعثت حضرت محمد (ص)، بعثت انسانيت، پاكی و عدالت است و بشريت امروز برای نجات از مشكلات و رنجها و رسيدن به صلح و آرامش، يك راه بيشتر ندارد و آن عمل به نسخه پيامبران الهی و در نقطه كمال آن پيامبر اسلام است.

گزیدهای از بیانات رهبر معظم انقلاب با مسئولان در عید مبعث
چقدر بد شد پیرمرد اشتباه کرد.
باز هم چشمهای کمسوش کار
دستش داد. مرد روحانی را به جای آقا بغل کرد و شروع کرد به گریه کردن و قربان صدقهش
رفتن.
***
چقدر خوب شد پیرمرد اشتباه کرد.
آقا که چشمش به پیرمرد افتاد، خودش
جلو آمد. پدر شهید را در آغوش کشید و او را بوسید.
***
پیرمرد اشتباه نمیکرد.
چشمهای کمسوش اینبار راست میگفت. انگشترِ آقا بود که دور انگشتانش حلقه شده بود.

زیاد نگرانش میشد. میدانست بار ده سالهی روی شانهاش را باید به اهلش بسپارد؛ میدانست بعد از خودش هم این کشتی ناخدا میخواهد. میدانست روی کره خاکی فقط یک نفر میتواند راه را ادامه دهد. و میدانست، آنچه را که دیگران نمیدانستند. نگاه کرد به چشمهایش. دلش نیامد که حرف دلش را نزند؛ گفت:
"هر موقعی که به سفر میروی، نگران میشوم که برگردی؛ خیلی سفر نرو(1)."

1- امام خمینی. روزنامه رسالت 24 خرداد 1368