لرزید تلآویو و به یادت بودم

جان کندن یک دیو و ... به یادت بودم
میگفت معاریو* و.... به یادت بودم
هر چند نبودی که ببینی اما
لرزید تلآویو و به یادت بودم
*روزنامهای صهیونیستی
پادکست: ولكن الله رمى

جان کندن یک دیو و ... به یادت بودم
میگفت معاریو* و.... به یادت بودم
هر چند نبودی که ببینی اما
لرزید تلآویو و به یادت بودم
*روزنامهای صهیونیستی
پادکست: ولكن الله رمى


آنروز که زیر لب شما دعا میخواندی
طوفان شده بود شهر و از خدا میخواندی
حس کردم از آن تلاطم این ساحل را
آنروز که «انزل السکینه» را میخواندی
«هو الّذى انزل السّكينة فى قلوب المؤمنين ليزدادوا ايمانا مع ايمانهم و للَّه جنود السّماوات و الأرض و كان اللَّه عليما حكيما» (فتح.۴)
اوست آن كس كه در دلهاى مؤمنان آرامش را فرو فرستاد تا ايمانى بر ايمان خود بيفزايند. و سپاهيان آسمانها و زمين از آن خداست، و خدا همواره داناى سنجيدهكار است.
انگار دوباره نهروان آمده است
صفین و جمل به شهرمان آمده است
بر فرض نگار ما علی(ع) نیست، قبول
آن سو که معاویه* عیان آمده است
* "هرچه فریاد دارید بر سر آمریکا بزنید"
کيفيت پایین 408 کيلوبايت
کيفيت متوسط 811 کيلوبايت
کيفيت بالا 1.61 مگابايت

بی مدعا بیا که داورمان را خدا کنیم
یک حرف حق بگو که قبول از شما کنیم
ما
هم که اهل جنگ و جدل با تو نیستیم
فَأْتُوا بسورتن*... که به او اقتدا
کنیم

میماند از سلالهی حق جاودانهها
در ظلمت و سیاهی شب، ماهدانهها
ما تا طلوع فجر به ماه اقتدا کنیم
فصلالخطاب عاشقی و عاشقانهها
اميرالمؤمنين از تاريكى شب استفاده كرد و از اردوگاه خوارج عبور كرد، ديد يكى دارد با صداى خوشى ميخواند: «أمّن هو قانت ءاناء اللّيل»- آيهى قرآن را نصفه شب دارد ميخواند؛ با صداى خيلى گرم و تكان دهندهاى - يك نفر كنار حضرت بود، گفت: يا اميرالمؤمنين! به به! خوش به حال اين كسى كه دارد اين آيه را به اين قشنگى ميخواند. اى كاش من يك موئى در بدن او بودم؛ چون او به بهشت ميرود؛ حتماً، يقيناً؛ من هم با بركت او به بهشت ميروم.
اين گذشت، جنگ نهروان شروع شد. بعد كه دشمنان كشته شدند و مغلوب شدند، اميرالمؤمنين آمد بالاسر كشتههاى دشمن، همين طور عبور ميكرد و ميگفت بعضىها را كه به رو افتاده بودند، بلندشان كنيد؛ بلند ميكردند، حضرت با اينها حرف ميزد. آنها مرده بودند، اما ميخواست اصحاب بشنوند. يكى را گفت بلند كنيد، بلند كردند. به همان كسى كه آن شب همراهش بود، حضرت فرمود: اين شخص را ميشناسى؟ گفت: نه. گفت: اين همان كسى است كه تو آرزو كردى يك مو از بدن او باشى، كه آن شب داشت آن قرآن را با آن لحن سوزناك ميخواند! اينجا در مقابل قرآن ناطق، اميرالمؤمنين (عليه افضل صلوات المصلّين) ميايستد، شمشير ميكشد! چون بصيرت نيست؛ بصيرت نيست، نميتواند اوضاع را بفهمد.(+)
با كیفیت 16k [دانلود، 400 كیلوبایت]
كیفیت 32k [دانلود، 800 كیلوبایت]
كیفیت 64k [دانلود، 1.5 مگابایت]
آنقدر ساده ایم که فکر میکنیم تحفه ای هستیم و حالا یک شب که بی خوابی کشیدیم انقلاب مدیون ماست، شده ایم یکپا السابقون السابقون و بقیه هم که اصحاب شمالند.
هی! تویی که فکر میکنی خدا منتظرت می ماند که تو یاری اش کنی! وقتی قرار باشد زمین ارث صالحین باشد؛ وقتی قرار باشد العاقبه للمتقین باشد؛ من و تو و امثال ما هیچند. ما وسیله می شویم که خودمان را نجات دهیم و اگر ما به یاریش نرفتیم، یکی دیگری هست. اگر در ایران نبودند در لبنان هستند اگر در لبنان نبودند در عراق و پاکستان و سوریه و ...
شده ایم ملت ناز نازی. هر چه پیش می آید به تریج قبای یکی برمی خورد. قهر می کنیم. داد و غال می کنیم، مثل بچه ها. مثل آنهایی که دنبال بهانه می گردند. همه را زیر سوال می بریم که چرا آن طور که ما می خواهیم نیست.
"بارها من عرض كردهام بنىاسرائيل همان كسانى هستند كه خداى متعال در قرآن مكرر ميفرمايد: «اذكروا نعمتى الّتى انعمت عليكم و انّى فضّلتكم على العالمين».خدا بنىاسرائيل را بر عالمين تفضيل داد؛ اما همين بنىاسرائيل به خاطر اينكه لوس شدند، قدر نعمت خدا را ندانستند و كفران كردند، «كونوا قردة خاسئين»، «ضربت عليهم الذّلّة و المسكنة»؛ تبديل شدند به اين." (+)
گفتیم به اهل سیاست که به بی پروایی سخن افتادند هرجی نیست. گفتیم باهم نشست و برخاست ندارند و در مراسم هم شرکت نمی کنند که تنفیذ حال و هوای متفاوتی بود. گفتیم رمضان می آید که ماه تقواست، ماه دیدارهای صمیمی رهبری و تجدید خاطره های گذشته. غافل از آنکه این فتنه لعنتی ریشه دوانده است و غافلتر که هنوز عماری نداری.
بگذار شاعران در پستوی خانه هایشان شعر بگویند و دنبال یک ناشر، این طرف و آنطرف بروند و دنبال آوازه خوانی که بخواندشان سگدو بزنند. بگذار پز شاعریشان بهم نخورد و خود را بلندتر از همیشه شاعر تاریخ انقلاب! بخوانند و قهر کنند که چرا ...
این انقلاب امانت ست و خون آنهایی که رفتند ضمانتی ست که به دست صاحبش می رسد که إِنَّهُمْ یَرَوْنَهُ بَعیداً وَ نَراهُ قَریباً.
این چند خط برای دلم بماند و این رباعی که "کی شعرترانگیزد خاطر که حزین باشد":
طوری که شما لایقتان بود شدید
من مرده شما زنده! نمکسود شدید
هنگامه امتحان قلمها خشکید؟!
ای شاعرکان ساده مردود شدید!
پ.ن:قبول کن که نفاق از فراق سخت تر است
قبول کن که از این تلخ تر نخواهم دید
دگر برای کسی درد دل نخواهم کرد
دگر زدست خودم دردسر نخواهم دید (فاضل)
صورت نبست
در دل ما کینهّ کسی
آیینه هر چه دید فراموش می کند
پ.ن : دست کم یک سال می گذرد که بی سایبانیم
برگها، گریهکنان ریختند
آسمان، کرده به تن پیرهن تعزیه،
طبل عزا را بنواز ای فلک...خیمه خورشید سوخت
زندهیاد عمران صلاحی
مقتل حضرت اباالفضل عليهالسلام از زيان رهبر انقلاب در روز تاسوعا در نماز جمعه سال 79؛ حجم: 1.8 مگابايت +
روضهخوانی رهبر انقلاب در مصائب حضرت اباعبدالله عليهالسلام در سال 67؛ حجم: 300 كيلوبايت +
روضهخوانی رهبر انقلاب برای شهادت حضرت قاسم عليهالسلام در سال 77؛ حجم: 1.3 مگابايت +
شعرخوانی به زبان آذری توسط رهبر انقلاب در ادربيل در رثای ماجرای كربلا در سال 79؛ حجم: 300 كيلوبايت / حجم:300 كيلوبايت +
روضهخوانی برای حضرت علیاكبر عليهالسلام توسط رهبر انقلاب در نماز جمعه سال 74 / حجم:2.4مگابايت +
روضهخوانی برای حضرت علیاكبر عليهالسلام توسط رهبر انقلاب در سال 77 / حجم:1مگابايت +
