خدا دلش نمیآمد که از تو جان گیرد...
يكى از چيزهائى كه من هميشه احساس مىكنم، احترام به همسران جانبازان است. بعضى از اين بانوان عزيز، اين جانباز را با همين جانبازيش قبول كردند و پذيرفتند؛ آفرين! بعضىشان جوان رعنائى را كه با او ازدواج كردند، ناگهان ديدند به يك ازپاافتاده و به يك جانباز تبديل شد؛ پذيرفتند و استقبال كردند؛ آفرين! همسران جانبازان خيلى باارزشند. (۱)

۱- بيانات در جمع جانبازان و ايثارگران و خانوادههاى شهداى استان فارس 1387/2/13
از اینجا دانلود کنید
پ.ن: بعد از آن که این پست را گذاشتم، دوست عزیزم سید باقر موسوی، شعری درباره همسران جانباز برایم ارسال کرد که دلم نیامد به پست اضافه نشود.
همسن و سالها همه از او جوان ترند
خوش آب و رنگتر همه خوشاستخوانترند
گیسوی او سفید وَ لبهای او کبود
چشمان بیفروغش از این هم خزانترند
می داند امتحان بزرگی است عاشقی
در عشق، کشتگان ِ بلا سختجانترند
هر روز باید آینه باشد وَ بشکند
آیینههای گُلزده باری گرانترند
گاهی که اتفاق بیفتد هراس و ابر
دیوارهای خانه از او آسمانترند
نقل کلام محفل همسایههاست ، آه
آنها که دایههای از او مهربانترند!
موجی اگر بشورد و مَرد آتشین شود
مردم به سازگاری او بدگمانترند
با این وجود صبر قشنگش شنیدنیست
غمها هر آنچه بیشتر اما نهانترند
زن، سایهبان خستگی یک کبوتر است
غمهای مرد شعلهورش بیکرانترند
پروانه نجاتی
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۵ مرداد ۱۳۸۷ ساعت 16:30 توسط بیسایهبان
|